تعداد بازدید کنندگان 17538
دوشنبه 18 مرداد 1395-21:44:21


آیت الله خویی از چشم شاگردش، 65 سال قبل

17 مرداد سالروز رحلت عالم بزرگوار مرحوم آیت الله العظمی خویی است. بدین مناسبت، شرح حالی را که 65 سال پیش توسط یکی از شاگردان ایشان، مرحوم استاد سید عبدالعزیز طباطبائی نوشته شده، تقدیم خوانندگان عزیز می کنم. این شرح حال در سال 1330 ، در سن 52 سالگی آیت الله خویی نوشته شده است.



مقدمه

 

شرح حالی که برای مرحوم آیت الله العظمی خویی ملاحظه می فرمایید، به قلم مرحوم استاد سید عبدالعزیز طباطبائی، دانشمند برجسته و کتابشناس کم نظیر و از نوادگان مرحوم آیت الله سید محمد کاظم یزدی است که حق استادی فراوان بر این بنده نیز دارد، در 65 سال پیش نوشته شده است. مرحوم طباطبائی سالیان درازی در نجف و در محضر مراجع بویژه آیت الله خویی بوده و بعدها به ایران آمدند تا آن که پس از سالها تحقیق و راهنمایی پژوهشگران در ششم رمضان سال 1416 (1374ش) رحلت کردند. مرحوم سید عبدالعزیز در نجف از نزدیک با آیت الله خویی آشنایی داشته و آنچه را در شرح حال وی نوشته اند، همزمان از سر آشنایی و البته ارادت بوده است. حضرت شان در نوشتن بسیار دقیق، و مردی آشنا با روش های علمی درامر نگارش بودند. بنابرین نوشته شان از این زاویه ممتاز است. تاریخ نوشته حاضر باید سال 1370 ق (1330ش) باشد، زیرا با اشاره به سال شروع درس خارج آیت الله خویی یعنی 1350 ق (1310 ش) نوشته اند که اکنون که بیست سال از آن زمان گذشته، و آقای خویی چهار دوره اصول تدریس کرده اند. دو سال پیش از این تاریخ، آیت الله خویی سفری به ایران داشته اند که نشریه استوار قم در اردیبهشت آن سال یعنی 1328ش خبرش را نوشته و بخشی از آن مطلب، در همین شرح حال آمده است. بنابرین قدمت این شرح حال بسیار زیاد و مربوط به سالهای بسیار دور است. درگذشت مرحوم آیت الله خویی در 17 مرداد ماه 1371 ش در کوفه رخ داد، و بنابرین شرح حال موجود 41 سال پیش از زمان درگذشت ایشان نوشته شده است.اگر تولد آیت الله خویی در 28 آبان 1278 ش باشد، زمان نگارش این شرح حال، 52 سال داشته اند.

اما مرحوم سید عبدالعزیز طباطبائی که در سال 1308 ش به دنیا آمدند، در وقت نگارش این شرح حال 22 سال داشته اند. استاد عزیز ما مرحوم طباطبائی در هشتم اسفند سال 1374 و در اوج ناباوری همه دوستان و نزدیکان از دنیا رفتند در حالی که کارنامه درخشانی در نگارش و تحقیق و تربیت شاگردان از خود برجای گذاشتند. فهرست کارهای ایشان را به تفصیل در مدخل مربوط به ایشان در ویکیپدیا می توان ملاحظه کرد. در همین شرح حال می توانیم ملاحظه کنیم که استاد در سن 22 سالگی به چه نکات دقیقی در شرح حال نویسی واقف بوده و چگونه سعی کرده اند، ضمن نگارش شرح حال مرادشان مرحوم آقای خویی، گزارشی هم از وضعیت نجف و دانش های موجود در آن و حتی برخی از جنبه های اصلاحی ارائه دهند.

 

khoei3.JPG

 

اما اتفاق جالب آن که دیروز که هفدهم مرداد و سالروز رحلت آیت الله خویی بود، به دیدنی یکی از دوستان، جناب دکتر غلامحسین عماد زاده رفتم. اوراقی از نوشته های عمویش مرحوم حسین عمادزاده را آوردند تا ملاحظه کنم. در میان آنها شرح حالی موجود به خط مرحوم سید عبدالعزیز در پنج صفحه بود که با اجازه ایشان برای نشر، از آن عکس گرفتم. گویا ایشان شرح حال عالمان معاصر خود را از خودشان یا نزدیکانشان می گرفته و گردآوری می کرده اند. به هر حال، آن لحظه، اصلا از تقارن روز رحلت آیت الله خویی و بدست آمدن این اوراق در همان روز خبر نداشتم. امروز صبح یعنی 18 مرداد که به اخبار نگاه کردم، متوجه شدم که دیروز سالروز رحلت آن بزرگوار بوده است. بنابرین برخود فرض دیدم تا پس از نماز، این صفحات را تایپ کرده، و همراه این مقدمه کوتاه تقدیم عزیزان کنم. از دوست عزیز جناب دکتر عماد زاده که خود استاد فلسفه در دانشگاه شهید بهشتی هستند، نگاه سپاس را دارم.امیدوارم در ذکر این تواریخ بر خطا نرفته باشم.

 

khoei2.JPG

 

 

شرح حال آیت الله العظمی خویی به قلم مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی از سال 1330ش / به کوشش رسول جعفریان

سید الفقهاء و نابغة الاصول، مفخرة المذهب، حضرت آیت الله العظمی آقای حاج سید ابوالقاسم بن سید علی اکبر موسوی خویی، یکی از مراجع بزرگ تقلید و از نوابغ بزرگ و شخصیت های برجسته علمی عالم تشیع است.

تولد ایشان در نیمه رجب سال 1317 هجری در خوی (یکی از شهرستانهای آذربایجان) رخ داده. از هنگام خردسالی سیمای بزرگی در او نمایان، و آتیه درخشانی در او جلوه گر بود. از این رو والد معظّمشان در تربیت و تعلیم و تهذیب ایشان نهایت کوشش را داشت؛ و هم از این جهت بود که در سن 13 سالگی، یعنی در سال 1330 شخصا خودش به همراه همه افراد خانواده، او را برداشته به نجف اشرف برد تا در آنجا کلیه وسائل تحصیل را از برای او مهیا، و خود مواظب تمام جهات و شئون او باشد. پدرش آتیه عجیبی را در این نونهال مترقب است، دست قدرت و مددغیبی هم تمام ابزار کار و وسائل تحصیل و آنچه شرط موفقیت است به رایگان در اختیار او گذارده، در ملایمترین محیط شروع به تحصیل نمود. والد معظمش که از تلامذه و خواص اصحاب مرحوم آیت الله طباطبائی یزدی بود، در مدرسه سید برای فرزند خو حجره ای تهیه کرد. آیت الله خویی شروع به تحصیل نمود. آیت الله خویی در همان اوان تحصیل هم ممیزاتی داشت که در کمتر کسی جمع می شود. از جمله:

1 . هوش و ذکاوت فوق العاده، 2. حافظه بسیار قوی، 3. قریحه سرشار و ذوق سلیم و فهم مستقیم. 4. جدیت و کوشش و تحمل زحمات طاقت فرسا در تحصیل. 5. دقت نظر و تحقیق علمی و تعمق فکری. 6. سرعت انتقال و جولان ذهن. 7. کثرت مطالعه و غور و تتبع و تفحص در کتب و اقوال. 8. خوش بینی و منطق ساده و روان.

اینها تمام موهبت های الهی است که در کمتر کسی همه آنها جمع شده است.

آیت الله خویی مجموعه همه این کمالات و کمالات دیگر می باشد. «آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری».

چنان چه به تجربه رسیده، کسانی که دارای استعداد بسیار قوی هستند، طاقت تحمل زحمت در علمیّات را ندارند. به همین جهت از آن استعداد، استفاده نمی توانند بکنند. در صورتی که این گونه افراد نادر، اگر در تحصیل جدی بکوشند، به فاصله کمی، مراتب نائل و مقامات بسیار شامخی را احراز می کنند. چنان که اشخاصی هم که استعداد خیلی قوی دارند تفاوت دارند: کسانی را می بینید در اثر هوش سرشار هر مطلبی را فوری به خوبی درک می کنند، ولی در اثر قوی نبودن حافظه، از دست می دهند، و کسانی را می بینید اگر مطلبی درک کنند، در اثر حافظه قوی همیشه در نظرشان مجسم و مستحضرند، اما در اثر کمی ذکاوت از درک مطالب قاصرند؛ و همچنین در میان دانشمندان، کسانی که تسلط و احاطه و تتبع زیادی در کتب و اقوال دارند، به تحقیقِ در مطالب کمتر می رسند، چنانچه کسانی که درمقام تحقیق و تدقیق هستند تتبع کاملی ندارند. در تمام دوره تاریخ افراد نادری استثناء شده اند. یکی از آنها در عصر حاضر، آیت الله خویی است که حائز مجموعه همه این کمالات است. دارای استعداد و نیرومند، هوش و ذکاوت سرشار و هم حافظه فوق العاده، و نیز هم در تتبع و احاطه کم نظیر، و هم دارای تحقیقات و آراء بسیاری می باشند که در محافل دانشمندان مورد بحث و در آثار علمی مورد دقت نظر است.

آیت الله خویی، در مدت شش سال تحصیلات مقدماتی و سطحی خود را تکمیل نموده، از سال 1336 ق به درس خارج پرداخت، و از محضر نوابغ بزرگ و ملازمت اساطین علم و اساتید عالی قدر بهره کافی گرفت. مانند:

1. مرحوم آقا شیخ مهدی مازندرانی

2. مرحوم شیخ الشریعه اصفهانی.

3. مرحوم نابغه علوم آقا شیخ محمد حسین کمپانی: مدت چهارده سال ملازم ایشان بوده، و فقه و اصول و معقول را در خدمت ایشان تکمیل کرده، و تقریرات فقه و اصول ایشان را می نوشته

4. مرحوم آقا ضیاء عراقی.

5. مرحوم میرزای نائینی. مدت چهارده سال از بهترین شاگردان ایشان بوده، و تقریرات فقه و اصول ایشان را می نوشته که درجات ایشان (هفت سال پیش از فوت مرحوم نائینی) تقریرات اصول ایشان در سن سی و یک سالگی آیت الله خویی (یعنی سال 1348ق) در صیدا چاپ و تا ابد ارمغانی جاوید به دست اهل فضل و دانش داده، و اخیرا به جهت یافت نشدن نسخ آن با تجدید نظر و تعلیقات مجددا در تهران به چاپ رسید.

 

khoei1.jpg

 

تبحر آیت الله خویی در علوم مختلف

آیت الله خویی نه تنها در علم فقه نبوغ دارد، یا در علم اصول اول شخص است، بلکه در کلیه علوم اسلامی تخصص و تبحر کامل دارد، و صاحب مطالعه و تحقیق و تتبع می باشد. علم کلام و معارف اسلامی و عقاید و رودود مادیگری و طبیعی گری و سایر ادیان و مذاهب باطله را در محضر نابغه بزرگ، استاد فن، مرحوم علامه بلاغی فراگرفته، و سالیان دراز ملازمت ایشان را داشته، و در همان زمان در سن بیست و پنج سالی کتاب «نفحات الاعجاز» را نوشته، و بر رد کتاب «حسن الایجاز» در اثبات اعجاز قرآن تالیف و چاپ نموده، و استاد ایشان مرحوم بلاغی کمال توجه و علاقه را نسبت به مقام فضلی و استعداد و جدیت در تحصیل ایشان داشته، و در یکی از کتابهای خود که از کتاب نفحات الاعجاز نام برده می شود» (رحله مدرسیه ج 2 ص 8) با تجلیل و احترام نام ایشان را یاد می کند.

حکمت الهی و فلسفه طبیعی را نزد حکیم بزرگ مرحوم سید حسین حکیم بادکوبی و از محضر نابغه فلسفه علامه کمپانی و مرحوم بلاغی فرا گرفته اند.

علوم ادبی را نزد ادبای مشهور عصر فراگرفته، و مطالعات و محفوظات ادبی ایشان زیاد و در این قسمت صاحب رای و تحقیق می باشند.

هیئت و حساب و هندسه و سایر علوم ریاضی را در نزد اساتید متخصص وقت فرا گرفته، و خود مطالعات ممتدی در علوم ریاضی قدیم و کتب ریاضی جدید داشته، و از غالب علوم جدیده بهره کافی دارند.

 

تدریس آیت الله خویی

آیت الله خویی زمانی که به درس خارج حاضر می شدند، خود به تدریس سطح اشتغال داشته ولی ا ز سال 1350 ق تدریس سطح را ترک گفته، به تدریس خارج فقه و اصول پرداختند و در این مدت بیست سال، چهار دوره اصول را (اکنون دوره چهارم است) تدریس نموده، و در هر دوه عده بسیاری از فضلا و دانشجویان از محضرشان بهره مند گشته، و بیشتر آنها تقریرات درس ایشان را مرتب می نوشتند .از آنجا که آیت الله خویی بیان ساده و روانی دارند و در ترتیب و تهذیب و نظم مطالب علمی قدرت عجیبی دارند، لذا تقریرات نوشتن برای همه کس میسر و غالب شاگردان ایشان تقریرات ایشان را نوشته و می نویسند. به طوری که تاکنون در این چند سال، چهار تقریرات از بیانات ایشان چاپ و نشر شده :(1) فروع علم اجمالی، (2) دوه تمام مباحث عقلیه، (3) جبر و تفویض دوره سوم، (4) جبر و تفویض دوره چهارم.

مکتب تربیتی آیت الله خویی بهترین حوزه های تعلیمی دانشگاه نجف و خود آیت الله خویی تمام همت خود را به تربیت و تعلیم و تهذیب طلاب معطوف داشته، کوچکترین افراد طلبه سوال علمی که داشته باشند به خوبی و آسانی می توانند ایشان سوال نموده، و حل و توضیح و جواب مطلب خود را دریافت دارد، بدون آن که مشروط به وقت معین یا جای معینی باشد. (این اخلاق معاشرتی و حسن استقبال مراجع و فضلا و مدرسین نجف، از طلاب و محصلین، معروف حوزه های علمیه می باشد). از این رو می توان نوید داد که تربیت شدگان مکتب تعلیمی ایشان زندگانی علمی شیعه را در آتیه تکفل و تامین نمایند، چنانچه هم اکنون در مرکز و بلاد دیگر چرخ های تدریس سطح را اداره و برخی تدریس خارج نیز دارند.

آیت الله خویی روزی چهار درس خارج می گویند. شبها اصول می گویند، و صبحها فقه می گویند، و پیش از ظهرها در منزل برای چند تن از فضلای برجسته درس فقه خصوصی می فرمایند. عصرها خارج مکاسب می فرمودند که از شدت گرما و کثرت اشتغال فقط این درس را به طور موقت ترک نمودند.

آیت الله خویی در شبانه روز به استثنای چند ساعت برای خواب و کارهای ضروری، دایما مشغول می باشند، و به طور مرتب یا تدریس می فرمایند یا مطالعه یا تحقیق یا تألیف و آنی بیکار نیستند.

مجالس عادی ایشان هم مدرسه سیاری است که آنی از مذاکره علمی خالی نیست.

الحق این شخصیت علمی و این نابغه بزرگ، از بزرگترین مفاخر علمی عالم تشیع است.

 

درس تفسیر

دانشگاه نجف از آغاز تأسیس تاکنون در این قرون متمادی مرکز کلیه علوم مذهبی و فنون اسلامی، همچنان که مرکز روحانیت شیعه و مقرّ ریاست مذهب و مصدر تقلید و فتوا و احکام فقه جعفری بوده، و یک کنگره علمی جهانی و بین المللی بوده که از کلیه نقاط جهان و تمامی کشورهای اسلامی برای تحصیل فقه و احکام اسلامی به باب مدینه علم پیغمبر اسلام می رفته اند. همچنان که مرکز تدریس کلیه علوم مختلف دیگر نیز بوده، و در پرتو امواج رؤسای مذهب، مانندگان شیخ طوسی و علامه ها و مقدس اردبیلی ها و بحر العلوم ها و کاشف الغطاها و صدها دیگران که در مرکز، ریاست مذهب را داشته اند، تمامی علوم در نجف اشرف تدریس می شده، و رواج کامل داشته، و در هر علمی نوابغ و مؤسسین و متخصصین و مولفین و کتابهای بیشماری در هر قرنی به جهان علم و دانش ارزانی داشته، از همان ابتدای تأسیس همچنان که مبسوط و خلاف و نهایه را در فقه و عده را در اصول داشته، تهذیب و استبصار را که دو کتاب از کتب اربعه شیعه است در حدیث، و تبیان را در تفسیر، و فهرست را در رجال نیز داشته است.

این بود تا این فتره اخیره که جز فقه و اصول، سایر علوم رو به ضعف نهاد، و بزرگانی که در علوم دیگر نیز تخصص داشتند، از آنها تقدیر نشد، و از اظهار آن خودداری کردند، ولی اکنون قریب پنج سال است بحمد الله نجف اشرف حیات علمی خود را تجدید می کند. علاوه بر فقه و اصول، سایر علوم دینی نیز رواج کامل گرفته، و از هر کدام چندین حوزه درسی منعقد است، و این همه تالیفات و مطبوعات زیاد که در همین چند ساله، با فقد تمام وسائل مادی به چاپ رسیده، از آثار همان است.

و اوّل کسی که از بزرگان در این راه قدم نهاد و اقدام نمود و راه را بر دیگرن باز کرد، آیت الله خویی بود که شروع به تدریس خارج علم تفسیر نمودند، و مشغول تألیف یک دوره تفسیر مطابق احتیاج و نیاز عصر شدند. کم کم دیگران نیز اقدام به تدریس تفسیر و سایر عللوم اسلامی نمودند. این اقدام از برجسته ترین خدمات علمی و دینی آیت الله خویی محسوب می شود.

آیت الله خویی مردیست پاک و بی آلایش، مردیست پارسا و پرهیزکار، مربی ملکات نفسانی و معلم اخلاق فاضله، دارای زندگانی بی نهایت پاک و ساده و بی آلایش، دانشمندی است دارای فکر عالی و روشن، و کاملا آشنا با اوضاع جهان، و رجل دینی است؛ بی نهایت غیور بر نوامیس دینی و مظاهر مذهبی؛ در راه خدمات دینی و اجتماعی، نهایت جدی و کوشا، آثار حقیقت و صدق و صفا در او مشهود و نمایان است. با کوچکترین افراد طلبه با نهایت تواضع و اخلاق روبرو گشته و با آنها نشست و برخاست می نماید. در عین حال هیبت علمی او در اعماق حوزه نجف جا دارد.

 

سفرهای آیت الله خویی

آیت الله خویی در سال 1353 به زیارت بیت الله الحرام مشرف شده و در ملاقات با ابن سعود مذاکرات مذهبی زیادی نموده اند، و در مسجد مدینه با یکی از دانشمندان عامه، هر شبه مجلس مذاکرات مذهبی داشته، به طوری او را مجذوب می کند که هر شب فریفته بیانات ایشان شده و تا پاسی از شب، هر شب برای مذاکره با شوق حاضر می شد.

و در رجب سال 1367 ق برای زیارت ارض اقدس سفری به ایران نموده، و در خرمشهر و قم و تهران و مشهد و سایر شهرها استقبال شایانی از ایشان به عمل آوردند. ما برای نمونه آنچه را که در روزنامه استوار چاپ قم شماره 942 تاریخ 12 /2/1328 ش نوشته شده، عینا نقل می کنیم که در آن روزنامه ضمن معرفی آیت الله خویی گوید: خبر ورود معظم له که به قم رسید، هیجان دیگری در روحانیین و سایر طبقات ایجاد شد. لذا جمیع طبقات تعطیل و با استقبال شایانی مقدم شریفش را گرامی داشتند. عده زیادی تا اراک و سپس متناوبا از اراک تا شاه جمال، حوزه علمیه و طبقات دیگر برای پذیرایی و عرض خیر مقدم حضور داشتند، و در سلفچگان که در هفت فرسخی قم است، فضلای حوزه علمیه و علما و طلاب و برخی از طبقات دیگر و همچنین در «طرلاب» عده کثیری حضور داشتند، و از چند کیلومتری شاه جمال تا شاه جمال جمعیت کثیری مستقبلا با احساسات دینی پاک به استقبال شتافته بودند. در شاه جمال پذیرایی گرمی از طرف علمای عظام و تجار محترم از حضرت آیت الله بعمل آمد. پس از نیم ساعت توقف در آنجا، با مستقبلین به جانب شهر عزیمت نمودند. در شهر با احساسات غریبی از اهالی مواجه گشتند».

 

تالیفات آیت الله خویی

1. اجود التقریرات: تقریرات اصول مرحوم نائینی در 1 جلد دو مرتبه چاپ شده.

2. تقریرات فقه مرحوم نائینی.

3. تقریرات اصول مرحوم کمپانی.

4. تقیرات فقه مرحوم کمپانی.

5. کتاب فقه استدلالی.

6. حاشیه استدلالی بر عروه.

7. کتاب تفسیر

8. حاشیه بر مکاسب

9. نفحات الاعجاز در اثبات اعجاز قرآن، چاپ نشده.

10. لباس مشکوک چاپ شده.

11. رساله در تحقیق غروب و مغرب.

12. رساله در تعارض استصحابین.

13. قاعده تجاوز.

14. رساله در ارث زوج و زوجه قبل از دخول.

رساله های عملیه ایشان چاپ و منتشر شده.

 

آیت الله خویی از برجسته ترین شخصیت های علمی، و از مفاخر بزرگ عالم روحانیت و مذهب و بزرگترین نابغه اصول و از مؤسسین آن فن می باشد، و دارای مبانی و آراء و نظریات بسیاری است که مورد توجه دانشمندان است. تصمیم گرفته اند که علم اصول را تهذیب نموده، زیادی های آن را که در طریق استنباط احکام فقهی واقع می شود حذف نماید. چنان چه در دوره چهارم تا اندازه ای این فکر را عملی نموده اند.

 

 


کلمات کلیدی

نظرات 0
ارسال نظر
نام
پست الکترونیک
آدرس وب سایت / وبلاگ
نظر شما
= 51 + 7
مطالب برتر
مطالب پربیننده



پربازدیدهای یک ماه قبل



پربازدیدهای دو ماه قبل



پربازدیدهای سه ماه قبل